X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 25 مهر‌ماه سال 1386

راست ش دیروز هم  وبلاگ آی کیوهایی در حد سس مایونز را خواندم ولی وقت نداشتم درباره ش بنویسم و الان هم نمی توانم جز کلی گفتن کار دیگری بکنم.

اگر بخواهم نوشته ها را به دو گروه اساسی تقسیم بکنم، کسانی که احساسی می نویسند و کسانی که از هوش شان استفاده می کنند، نویسنده این وبلاگ در گروه دوم قرار می گیرد. این جا هم نویسنده از الگوی همیشگی عاقل دیوانه نما استفاده می کند (عنوان وبلاگ هم اشاره به این موضوع دارد) و به نکاتی اشاره می کند که در زندگی روزمره مخفی مانده. بعضی از نوشته ها محتوای خاصی غیر روزمرگی ندارند ولی نویسنده توانسته با استفاده از تکنیک های داستانی آن ها را به اتفاقی ورای معمول تبدیل کند (در بعضی موارد رو دست زدن به خواننده از همان اول معلوم می شود). ممکن است که این ماجراها اتفاق نیفتاده باشند و در ذهن نویسنده خلق شده، شاید هم انگیزه ی بعضی ها صرفاً بازی زبانی بوده که در ذهن ش ایجاد شده.

هر چند که شبیه این وبلاگ می توان یافت و نمی توان گفت زبان منحصر به فردی ست ولی نویسنده دنیای منحصر به خودش را بروز می دهد. نوع نگاه نویسنده تا جایی که من نوشته هاش را خواندم بیش تر تحت تاثیر شل سیلورستاین می تواند باشد تا ابراهیم نبوی. پیچش های موضوعی، اشاره به نکته های مهم به ظاهر عادی، استفاده از جناس واژه ها و معنی یی که با لحن دیگر می تواند داشته باشد، بیش تر در کارهای سیلورستاین است. البته نوشته های این وبلاگ مانند نوشته های شل آن قدر فانتزی و خیالی نیستند. در واقع می توانم بگویم قدرت پردازش نویسنده بیش ت از آفرینش اوست. هر چند نویسنده به خوبی می تواند موضوعی به وجود بیاورد ولی از فکرش بیش تر برای پردازش استفاده می کند تا خلاقیت.

ممکن است بعضی ها با خواندن چنین نوشته هایی بگویند "خب که چی؟". این افراد در ایران زیاد هستند و به دلیل دید متفاوتِ پیام خواه (آن هم از نوع سرراست) نمی توانند با این نوشته ها ارتباط برقرار کنند. شاید این نوشته ها پیامی نداشته باشند ولی دعوتی هستند برای متفاوت دیدن و نویسنده می خواهد دنیا را به شیوه یی جدید (البته خیلی ها به این سبک کار می کنند و نمی توان گفت منحصر به فرد) به ما نشان بدهد. به تر است دست مان را در دست ش بگذاریم و باهاش جلو برویم. فکر نکنم وقتی برگردیم احساس کنیم که ضرر کرده­ یم.

پ.ن. راست ش با نمره دادن مخالف شده م و از این به بعد نمره نمی دهم. از نوشته م معلوم ست که نوشته ها در نظر من چه ارزشی دارند. اگر خواستید جای من هم نمره بدهید.

پ.پ.ن. فعلاً کسی بحث absurd بودن این نوشته ها را نکرده و برای این که خدای ناکرده! بحث باز نشود همین جا باید بگویم که ممکن است نوشته های ما شبیه نوشته های غربی باشد و حتی مولفه های مشترک داشته باشد ولی نمی توان گفت که همان سبک است. بحث واقعاً مفصلی دارد. وقت م تمام شده.